السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

548

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

قدر كه ريز و ناچيز باشد به حكم جسم بودن قابل تقسيم است و محال است كه در تقسيم كردن به جايى برسيم كه پايان تقسيم باشد ؛ زيرا اگر هنوز جسميت جسم باقى باشد به حكم اين كه هر جسم ، تقسيم مىپذيرد بايد تقسيم ادامه يابد . و اگر در تقسيم به جايى برسيم كه ديگر لاجسم است ، محال است كه از لاجسم ، جسم به وجود آيد و از چيزى كه حجم ندارد موجود با حجم ظهور نمايد . بنابر اين ، تقسيم در قوه عاقله تحت عنوان « الجسم ينقسم فى نفسه » تا بىنهايت به پيش مىرود و در هر تقسيم جديد جزء كوچك تر گرچه هزار بار كوچك تر از يك اتم باشد ، جانب راست و چپ و جانب پيش و رو دارد . لذا به اقتضاى جوانب مختلف استعداد تقسيم پذيرى هم چنان باقى است و كوچكى اجزاء او را از جسم بودن خارج نمىسازد . بر اساس اين قول ، جسم همانطور كه در عالم حس يك واحد متصل است در عالم واقع نيز يك واحد متصل است . لكن عقلًا استعداد انقسام پذيرى تا بىنهايت را دارد . نقد نظريهء متكلمان متن هذا ما بلغنا من أقوالهم فى ماهيّة . . . من اجتماعه مع غيره جسم ذو حجم . ترجمه اين مجموعه‌اى از اقوال مختلفى است كه دربارهء ماهيت جوهرى كه جسم نام دارد به دست ما رسيده است و در هر يك از اينها يك يا چند نقطه ضعف وجود دارد كه ما بدان ها به قدر ممكن اشاره مىكنيم . اما قول اول كه منسوب به متكلمان است . و آن عبارت است از اين كه جسم ، مركب از اجزاى غير قابل تجزيه است و آلت قطّاعه از فاصله اجزاء عبور مىكند ، در حالى كه اجزاء متناهى هستند و قبول اشاره حسيه مىنمايند . اشكال قول مذكور اين است كه جزء مفروض ( كه غير قابل تقسيم است ) اگر حجم داشته باشد